تبلیغات
KHAKRIZ313.IR - میهمان امروز خاکریز شهید "آقا سیدمرتضی آوینی"..
KHAKRIZ313.IR
نزدیک‌ترین نقطه به دشمن . . .


ابزار و قالب وبلاگ

نظر شما در خصوص پایگاه اینترنتی خاکریز چیست؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج)
پیج رنک گوگل

"خداوند بر ما جوانان منت نهاده و وظیفه‌ی تحول کره‌ی زمین را به سوی آینده‌ی روشن قسط و عدل، بر عهده‌ی ما نهاده است"

(شهید سید مرتضی آوینی)


به گزارش خاکریز، شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. او از کودکی با هنر انس داشت. شعر می‌سرود، داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود. ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:...

"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم، اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم، نباید به تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هر چه آموخته‌ام، از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی، در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام، اگر چه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را "اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و..." در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم، تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد، همیشه تراوشات درونی خود اوست. همه‌ی هنرها این چنین هستند. کسی هم که فیلم می‌سازد، اثر تراوشات درونی خود اوست، اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود. حقیر این چنین ادعایی ندارم، ولی سعیم بر این بوده است".

شهید آوینی، فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب، با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد:

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58، به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد، نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب، اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم. مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم، به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم. آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود. بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و ما به فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم".

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت. دو تن از اعضای گروه در همان روزهای اول جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود. شهر هنوز سرپا بود. اگر چه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد و زیاد هم دوام نیاورد. ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم، تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد، فتح خون".

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود:

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود. تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد".

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد. آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح "که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد" به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی، درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است، چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند، آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند. وظایف و تعهدات اداری. اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد".

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان امام خامنه ای(حفظه الله) تاسیس شد، تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر، با شهادتش در روز جمعه بیستم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

*یاد و نامش گرامی. شادی روح مطهرش سه صلوات..

بخشی از سروده مرحوم آغاسی درباره شهید آوینی:

الا روح طوفانی مرتضی

سلیمان تسلیم امر قضا

از آن دم که در خون شنا کرده ای

مرا با جنون آشنا کرده ای

جنون را به حیرت درآمیختی

قلم را زغیرت برانگیختی

بگو نسبتت با شهیدان چه بود

که مرغ دلت سویشان پر گشود

چه ها کرد حق با تو در شام قدر

که همسفره ای با شهیدان بدر

ببخشای اگر از تو دم می زنم

و یا در حریمت قدم می زنم

برآنم که درک ولایت کنم

مبادا که ترک ولایت کنم

کنون خالی از عجب و خودبینی ام

پُر از سکرآوای آوینی ام

به صحرا روانم به هرزه گرد

مهیای تیغم به عزم نبرد

به خون می تپد تو سن سرکشم

سزد تا چو تیر از کمان پر کشم

زبان سرخ و سر سبز و دل زخمناک

خوش آندم که در خون رفتم چاک چاک

سر سبز گر سرخ گردد رواست

که این شیوه ی شیعه ی مرتضاست

مرا غیر از آهنگ خون چاره نیست

جنون زاده را جز جنون چاره نیست

به فردای قحطی به امر امیر

کشم نعره ای گرم و توفان ضمیر

به مردانگی خامه را بشکنم

هیاهوی همگامه را بشکنم

قلم باز آهنگ خون می کند

جنون زاده عزم جنون می کند




برچسب ها : شهدا ,  شهید آوینی ,  زندگینامه , 
نوشته شده توسط : قرارگاه جهاد فرهنگی، طبقه بندی شده در :شهدا , فرهنگی ,