تبلیغات
KHAKRIZ313.IR - حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش..
KHAKRIZ313.IR
نزدیک‌ترین نقطه به دشمن . . .


ابزار و قالب وبلاگ

نظر شما در خصوص پایگاه اینترنتی خاکریز چیست؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج)
پیج رنک گوگل

آقای روحانی: "شما که علی(علیه السّلام) را طرفدار دموکراسی معرفی می کنید، فرمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) در غدیر مبنی بر نصب علی(علیه السّلام) به عنوان امام و ولی "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" را چگونه توجیه می کنید؟ آیا تصمیم پیامبر(صل الله علیه و آله) را بر خلاف دموکراسی دانسته، ایشان را به نوعی استبداد متهم می کنید؟! توصیه می کنم اگر فرصتی داشتید چند صفحه ای از کتاب ارزشمند "الغدیر مرحوم علامه امینی" را ورق بزنید"

 واضح است که خطبۀ 92 به دنبال تحذیر بیعت کنندگان از اندیشه و عادتی است که حکومت و استانداردهای آن در اسلام  را امری انتخابی و دلبخواهی می داند و می پندارد که چون نیروی ایشان علی(ع) را بر سرکارآورده پس او مطابق رسم خلفای پیشین متأثّر از سبک مورد پسند ایشان حکم خواهد کرد. حتّی «ابن ابی الحدید» شارح سنّی و بزرگ نهج البلاغه در توضیح این خطبه توجّه کاملی به زمینۀ ایراد آن داشته و مخاطبان خود را از این برداشت غلط که مسألۀولایت و جانشینی پیامبر  امری انتخابی و دلبخواهی است به صراحت بازداشته است؛

به گزارش خاکریز، حسن روحانی، "روز چهارشنبه" در ضیافت افطار اساتید دانشگاه ابراز داشت: "امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)، مبانی حکومت و مبنای ولایت را، نظر مردم و انتخاب مردم می داند". او در ادامه با قرائت بخش کوتاهی از خطبه ی 92 نهج البلاغه که "لِمَن وَلَّیتُموا اَمرَکُم" ادامه داد: [علی(علیه السلام)] گفت: هرکسی که شماها بروید و برگزینید او را به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه، من هم اطاعت می کنم، من هم می شنوم و [حکم او را] اجرا می کنم"...

طبیعی است که هر شیعه ی 12 امامی که نصب علی (علیه السّلام) به مقام ولایت و امامت امّت را از طرف خداوند و پیامبر می داند، از شنیدن این سخنان تعجّب کند "خصوصاً اینکه گوینده، عبارتی از خود امیرالمؤمنین(علیه السّلام) را به عنوان مؤیّد آورده است" و سؤالاتی از این دست برایش طرح شود که : "چگونه می شود امام علی(علیه السلام) به این راحتی اعلام کند شما هرکس را به دلخواهتان به ولایت برگزینید من هم با شما همراهی می کنم؟ اساساً اگر قرار بود امر ولایت بر جامعه انتخابی باشد، پس ماجرای غدیر خم برای چه بود؟ وقتی امام علی(علیه السلام) اینقدر آسان با ماجرا کنار آمده، حضرت زهرا(سلام الله علیها) چرا آنچنان مقاومتی کرد که به قیمت جانش تمام شد؟ پس اینهمه روایت که بر انتصابی بودن مقام امامت و نیز غصب آن دلالت دارند چه می شود"؟.

برای هرکس که اندکی با عقاید کلامی و اساسی شیعه در باب ولایت آشنا باشد، فساد نظر حسن روحانی کاملاً آشکار است. تا اینجا و به اجمال معلوم است که این خطبه از بیانات "متشابه" امیرالمؤمنین(علیه السّلام) است که مثل هر بیان متشابه دیگری از جمله آیات متشابه قرآن، قابلیّت برداشت دوگانه یا چندگانه دارد. مطابق دستور قرآن و روایات، برای فهم درست متشابهات، باید به محکمات قرآن و روایت مراجعه کرد که فقط یک دلالت دارد. اما داستان این خطبه از چه قرار است؟

خطبه ی 92، در احوالات متشنّج بعد از مرگ خلیفه ی سوم ایراد شده است. هنگامیکه بسیاری از نخبگان سیاسی و مذهبی جامعه و آحاد مردم، از فرط ناچاری و نگرانی از اوضاع نابسامان حکومت و افول همه ی مدّعیان، ظاهراً چاره را فقط در حکمرانی امام علی(علیه السّلام) می دیدند. از این جهت حضرت را تحت فشار گذارده بودند، تا  جانشینی جناب عثمان را بپذیرد. امام می دانستند که این اصرارهای پی درپی، نه از باب پشیمانی از پایمال شدن حق ولایت ایشان، بلکه از سرناچاری است و آگاه بودند که این جماعت، استانداردهای حکومت علوی(علیه السّلام) را تاب نخواهند آورد، زیرا ذهنیّتشان از "حکومت نُرمال" مطابق حکمرانی ناب محمّدی(صل الله علیه و آله) نیست. لذا خطبه ای ایراد کردند، تا  نشان دهند که از مبدأ اصرار این جماعت و مزاج حکومتیشان مطّلعند و اتمام حجّت کنند که حتّی اگر سماجت آنها در تأسیس حکومت علوی(علیه السّلام) مؤثّر باشد، امّا حکومت آتی نه تنها بر مدار سبک و سلیقه ی ایشان نخواهد بود، چه بسا تعارضاتی جدّی را هم به دنبال داشته باشد:

"مرا رها كنید و به سراغ دیگری بروید كه ما به كاری روی آورده ایم كه دارای رنگ های گوناگون است. دلها بر آن قرار نمی گیرد... به راستی كه همه جا را ابر فتنه پر كرده و راه راست ناشناخته مانده است. بدانید اگر من درخواست شما را پذیرا باشم با شما آن گونه كه خود می دانم رفتار خواهم كرد و به حرف ملامت گرها و این و آن گوش نمی دهم. و اگر دست از من بردارید من همانند یكی از شما خواهم بود. و در میان كسانی كه ولایت امور را بدو می سپارید من شنواتر و فرمانبردارتر می باشم. من اگر وزیر شما باشم بهتر است از آنكه امیر شما باشم".

واضح است که خطبه ی 92، به دنبال تحذیر بیعت کنندگان از اندیشه و عادتی است که حکومت و استانداردهای آن در اسلام  را امری انتخابی و دلبخواهی می داند و می پندارد که چون نیروی ایشان علی(علیه السلام) را بر سرکارآورده، پس او مطابق رسم خلفای پیشین، متأثّر از سبک مورد پسند ایشان حکم خواهد کرد. حتّی "ابن ابی الحدید" شارح سنّی و بزرگ نهج البلاغه، در توضیح این خطبه، توجّه کاملی به زمینه ی ایراد آن داشته و مخاطبان خود را از این برداشت غلط که مسأله ی ولایت و جانشینی پیامبر(صل الله علیه و آله) امری انتخابی و دلبخواهی است به صراحت بازداشته است. اشتباهی که متأسّفانه شیخ حسن روحانی دچارش شده تا با زبان روزه، نسبت دروغی را به امیرالمؤمنین(علیه السلام) بدهد.

شوربختانه باید گفت که جهالت و شاید هم "جسارت" کار رییس جمهوری را که مطابق قانون اساسی باید پاسدار "مذهب رسمی" کشور باشد به جایی رسانده که صحّت روزه اش به دلیل شبهه ی افترا به امام اوّل شیعیان محلّ تردید واقع شود.

در همین راست،ا حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش "دبیر سیاسی نشریه ی پرتو سخن" یادداشتی را در این باره تهیه کرده که در ادامه در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:
 
*آیا مبنای ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) ‌رای مردم است؟

"امیرالمومنین(علیه السّلام) مبنای ولایت و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند. لمن وُلّیتموه امرکم، هرکس شماها بروید او را برگزینید به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه،‌ من هم اطاعت می کنم،‌ من هم می شنوم و اجرا می کنم. انتخابات که ما امروز دنبالش هستیم و آرای مردم، ‌این پیروی از تفکر غرب نیست.‌ رای مردم و نظر مردم، هدیه ی دنیای غرب بعد از رنسانس برای ما نیست. ما دارای مذهب و مرام و دینی هستیم که امیرالمومنین(علیه السّلام) مبنای حکومت و فرمانروایی را، رای مردم و خواست مردم و آرای مردم می داند".

اشتباه نکنید، سخنان فوق، سخن مولوی عبدالحمید یا یکی از علمای اهل سنت نیست، سخن  آقای حسن روحانی است که در لباس روحانیت شیعه و از پایگاه ریاست جمهوری کشور امام زمان(عجل الله فرجه) و منتخب ملت شیعه، اخیراً بیان شده است!!

نکاتی در باره سخنان فوق:

1. آقای خاتمی هم در دوره ی دوم ریاستش، به این گونه حرف ها پناه برد و فرمایش پیامبر(صلی الله علیه و آله) در غدیر خم "من کنت مولاه، فهذا علی مولاه" را به معنای دوست معنی کرد!

2. آیا برای کسب چند میلیون رای اهل سنت کشور، روی ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) معامله ای محرمانه صورت گرفته است که اکنون در حال اجراست؟!

3. شما که علی(علیه السّلام) را طرفدار دموکراسی معرفی می کنید، فرمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) در غدیر مبنی بر نصب علی(علیه السّلام) به عنوان امام و ولی "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" را چگونه توجیه می کنید؟ آیا تصمیم پیامبر(صل الله علیه و آله) را بر خلاف دموکراسی دانسته، ایشان را به نوعی استبداد متهم می کنید؟! توصیه می کنم اگر فرصتی داشتید چند صفحه ای از کتاب ارزشمند "الغدیر مرحوم علامه امینی" را ورق بزنید. آیا می خواهید پس از گذشت 1400 سال از غدیرخم و زحمات امثال مجلسی ها و امینی ها، امروز حق را به غاصبان ولایت و امامت بدهید؟

4. ظاهراً این سخنان، در امتداد همان مطلبی است که به عنوان مقدمه ای بر کتاب "ایران و جهانی شدن، نوشته ی سریع القلم" نوشته اید: "کشور ما در پارادوکس میان "رشد" از یک طرف و "هویت" از طرف دیگر، محتاج نوعی تعادل است. در واقع تدوین هر نوع استراتژی ملی، باید به این دو پایه و استوانه ی کلیدی توجه کند" و آقای سریع القلم در همان کتاب مورد تایید شما، تعادل را این گونه تعریف می کند: "میزان و شاقول ارزیابی‌ها و قضاوت‌ها و ارتباطات، قدرت و پول است. بنابراین، اگر فرد و نهادی در اتخاذ تفکر و راهنمای اسلامی بخواهد حداکثرگرا باشد، به طور مسلم با این جهان مشکل پیدا خواهد کرد و به خصوص در تفکر شیعی که عدالت‌خواهی ملاک اصلی آن است، مشکلات به مراتب بیشتر خواهد بود". (ایران و جهانی شدن، ص124-125( البته این موضوع در دولت آقای خاتمی ریل گزاری شد، آن ها می گفتند: "تفکر شیعه گری، موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است". ( روزنامه ی صبح امروز، 23/8/78،ص8)  آیا با این گونه حرف ها می خواهید هویت ملتی سترگ و ولاییرا به چالش بکشید و به اصطلاح تعادل ایجاد کنید؟!

5. آقای روحانی با این حرف ها، می خواهد اصل مشروعیت ولایت امام معصوم(علیه السّلام) را بزند، تا ولایت فقیه را که مشروعیتش از نصب عام امام معصوم(علیه السّلام) نشأت می گیرد زیر سوال ببرد، تا جلوی پروسه ی بنی صدری شدن وی که مقام معظم رهبری امام خامنه ای(حفظه الله) نسبت به آن هشدار داده اند، بگیرد. از سوی دیگر، وی می خواهد این گونه وانمود کند که مردم به هرکسی که رای دادند مشروع است و حتی امیرالمومنین(علیه السّلام) نیز باید از او اطاعت کند. اکنون که او دوباره رای آورده است، همه از جمله امام خامنه ای(حفظه الله) نیز باید از او اطاعت کنند و حرف بشنوند!! صحبت هایی که نظیر آن را بنی صدر در دهه ی 60 مطرح می کرد و ادعا می کرد: من ولی فقیه هستم و امام باید از من تبعیت کند، چون رهبری 60 رشته علم می خواهد که من از همه ی آن ها برخوردارم. البته پیش بینی می شد که آقای روحانی در دوره ی دوم ریاستش، صریح تر از دوره ی اولش به میدان بیاید، زیرا در دور اول، ترس از عدم تایید صلاحیت یا رای نیاوردن داشت، ولی در این دوره، دیگر چنین ترسی وجود ندارد. البته وی باید بداند که از جای خوبی شروع نکرده است، زیرا ملت بزرگ ایران، از هرجناح و دسته ی سیاسی که باشند، بر سر ولایت امیر المومنین(علیه السّلام) معامله نخواهد کرد. این ملت همان ملتی است که به خاطر اهانت به یک پرچم امام حسین(علیه السّلام) 9 دی آفرید و فتنه گران را جاروب کرد.

6. یکی از انواع مغالطات، تحریف عبارت متکلم و گرفتن بخشی از کلام و رها کردن بخش دیگر آن است. مثلاً "کلوا و اشربوا" را بگیرد و "ولاتسرفوا " را حذف کند. آقای روحانی با وجود صدها سند قرآنی و روایی بر الهی بودن ولایت و حکومت امیرالمومنین(علیه السّلام)، تنها جمله ی کوتاه آن حضرت که در مقام سرزنش و گلایه از مخاطبانش بوده را گرفته و قبل و بعد همین عبارت را نیز حذف کرده است، تا تاییدی بر مدعای باطل خودش بگیرد!

حضرت در مقام گلایه از کسانی بودند که با سکوتشان در برابر غصب خلافت، 25 سال اسلام را از ریل اصلی اش خارج کردند و امام به حق که از جانب خداوند و پیامبرش منصوب شده بود را، غریب و تنها گذاشتند و رفتند. اکنون پس از قتل عثمان به درب خانه علی(علیه السّلام) آمده اند و به ایشان پیشنهاد پذیرش خلافت و حکومت می دهند. حضرت ابتدا آن ها را سرزنش می کنند و می فرمایند: "دعونی و التمسوا غیری" مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید، "فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا یَقُومُ لَهَا الْقُلُوبُ وَ لَا یَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ... ما با موضوعی مواجه هستیم که وجوه و رنگ های گوناگونی دارد که همه ی دل ها برای آن آماده نمی شوند و همه ی عقل ها نیز بر آن ثابت نمی مانند"، یعنی شما بر سر عهدتان باقی نمی مانید. (پیش بینی ای که محقق شد و همین دعوت کنندگان، در جنگ های مختلف با حضرت جنگیدند). سپس فرمود: "وَ اعْلَمُوا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَی قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ‏ الْعَاتِب، بدانید که من اگر تقاضای شما را بپذیرم، بر اساس علم خودم حکم خواهم کرد و به سخن هیچ گوینده ای و عتاب هیچ عتاب کنده ای گوش نخواهم داد". (همان جمله ای که شبیه آن را در شورای 6 نفره در برابر پیشنهاد خلافت به ایشان با شرط عمل به سیره ی شخین،‌ خطاب به اعضای شورا فرمودند).

در واقع این جمله تصریح دارد بر این که من مشروعیتم را از شما نخواهم گرفت و به همین دلیل آن چه شما و مردم بخواهند اجرا نخواهم کرد، بلکه آن چه خداوند بخواهد عمل می کنم. سپس فرمود: "وَإِنْ تَرَكْتُمُونِی فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَلَعَلِّی أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ اَمركُمْ، ولی اگر مرا رها کنید، من نیز مانند شما مثل گذشته اقدام خواهم کرد و نسبت به آن کسی که انتخاب کردید شنواتر و مطیع تر خواهم بود". به عبارت دیگر‌ مانند گذشته، هر کسی که می خواهید برگزینید، من هم بر همان منوال وظیفه ام انجام می دهم.

معنای این جمله این نیست که من واقعاً مبنای ولایت را رای شما مردم می دانم. حقیقتی که مخاطبان معنای آن را فهمیدند و به همین دلیل از ایشان دست برنداشتند و با حضرت بیعت کردند. در واقع، حضرت امیر(علیه السّلام) اساس کار را با این جماعت محکم کرد، تا چند روز دیگر اقدام دیگری صورت ندهند. ولی ظاهراً اگر آقای روحانی در آن جمله می بود، این سخن را مبنای خواست خودش قرار می داد و می گفت: حضرت نپذیرفتند و فرمودند هر کسی که شما انتخاب کردید، او مطاع است و مشروع! برویم هر کسی را که خواستیم انتخاب کنیم حتی اگر معاویه باشد.

7. بر اساس مدعای آقای روحانی، نه تنها خلفای سه گانه مشروعند، بلکه حتی معاویه و یزید نیز مشروعند، زیرا مردم در ماجرای صفین، به حکمیت رای دادند و نتیجه ی مذاکرات صفین، عزل علی(علیه السّلام) و نصب معاویه شد و معاویه نیز از مردم برای یزید بیعت گرفت. پس اقدامات امام حسن(علیه السّلام) و امام حسین(علیه السّلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مقابله با خلفا، معاویه و یزید، همه بر خلاف اصول دموکراسی و مبنای فکری امیرالمومنین(علیه السّلام) بوده است!
*رجانیوز


برچسب ها : حسن روحانی ,  امیرالمومنین ,  ضیافت افطار ,  اساتید دانشگاه , 
نوشته شده توسط : قرارگاه جهاد فرهنگی، طبقه بندی شده در :اخبار , سیاسی ,